یادگارم چند حرفی روی سنگ. . .
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:38
آفتاب آمد دو چشمم باز شد باز تکرار همان تکراره ها چند و چون و کی کجا آغاز شد پرسش صدباره ی صدباره ها دیدگانم پر ولی دستم تهی من نمی دانم کجایم کیستم آتش حیرت به جانم ریختی من خلیل آزمونت نیستم مرگ شرط اولینِ شمع بود از برم افسانه ی پروانه را برملا شد راه می خانه دریغ از چه می بندی در می خانه را تا ب...
ساده بود. . .
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:38
کودکی هایم اتاقی ساده بود قصه ای ، دورِ اجاقی ساده بود شب که می شد نقشها جان می گرفت روی سقف ما که طاقی ساده بود می شدم پروانه ، خوابم می پرید خوابهایم اتفاقی ساده بود زندگی دستی پر از پوچی نبود بازی ما جفت و طاقی ساده بود قهر می کردم به شوق آشتی عشق هایم اشتیاقی ساده بود ساده بودن عادتی مشکل نبود س...
پنجره را باز كن. . .
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:38
پنجره را باز كن و از این هوای مطبوع بارانی لدت ببر. . . خوشبختانه «باران» ارث پدر هیچکس نیست. . . حسین پناهی
حال دلم. . .
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:38
حال دلم چه خوب می شود . . . وقتی نگاهم به نگاهت میخکوب می شود . . . جبار فتاحی(رستا)
وای بر احوال برگ بی درخت. . .
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:38
گر درختی از خزان ، بی برگ شد یا کرخت از سورت سرمای سخت هست امیدی که ابر فــرودیـــن برگـــــ ها رویـاندش از فـر بـخت بر درخت زنده ، بی برگی ، چه غم..؟ وای بر احوال برگ بی درخت. . . محمدرضا شفیعی کدکنی
همه اینو می دونن. . .
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:38
همه اینو می دونن که بارون همه چیز و کسمه آدمی و بختشه حالا دیگه وقتشه که جوجه ها را بشمارم چی دارم چی ندارم بقاله برادرم می رسونه به سرم آخر پاییزه حسابا لبریزه یک و دو ! هوشم پرید یه سیاه و یه سفید جا جا جا شکر خدا شب و روزم بسمه حسین پناهی
مرداب اتاقم. . .
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:38
مرداب اتاقم كدر شده بود و من زمزمه خون را در رگهایم میشنیدم. زندگیام در تاریكی ژرفی میگذشت. این تاریكی ، طرح وجودم را روشن میكرد. در باز شد و او با فانوسش به درون وزید. زیبایی رها شدهای بود و من دیده به راهش بودم رویای بیشكل زندگیام بود. عطری در چشمم زمزمه كرد. رگهایم از تپش افتاد. همه رشتههایی كه م...
الهی ببینمت. . .
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:38
بیرحمی است این که نخواهی ببینمت میدانم این که چشم به راهی ببینمت گیسوی خویش را یله کن بافه بافه کن تا صافتر میان سیاهی ببینمت در شام من ستارهی دنبالهدار باش چرخی بزن که نامتناهی ببینمت در چاه سینهای دل غافل چه میکنی بیرون بیا کبوتر چاهی ببینمت در غرفههای نقش جهان چون صدا بپیچ تا در شکوه و شوکت شاهی ...
رنگ خوشی را ندیده ام. . .
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:38
ابری شدم که آه دلم را دمیده ام این روزها تمام خودم را چکیده ام با چشم های مانده به راهم پر از نگاه تا دورْ دستِ پنجره ام قد کشیده ام مثل کبوتری نگرانم که هر غروب از پشت بام خاطره هایم پریده ام این کوچه نای خسته پاییز چشم هام من ، درد شاخه های درختی تکیده ام انگار بین خاطره هایم زیادی ام دلخسته ام قس...
مرگ. . .
-
تاریخ: 1397/2/11 ساعت: 17:17
خنجر از بیگانه خوردن سخت و درمان سختترنیشخند دوستان اما دوچندان سختترخندههایم خندهی غم، اشکهایم اشک شوقخندههای آشکار از اشک پنهان سختترچید بالم را و درهای قفس را باز کردروز آزادیست از شبهای زندان سختترصبح گل آرام در گوش چنار پیر گفت:هرکه تن را بیشتر پرورد، شد جان سختترمرگ آزادیست وقتی بال و پر داری،...
گرعشق نبازیم. . .
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:17
گرعشق نبازیم در اینجا به چه کاریم مائیم و همین کار و دگر کار نداریم بر دیده نگاریم شب و روز خیالش خوش نقش خیالی است که بر دیده نگاریم در دامن او دست زدیم از سر مستی گر سر برود دامن وصلش نگذاریم عمری است که در کوی خرابات مقیمیم این یک دو نفس نیز در اینجا به سر آریم روشن شده از نور خدا دیدهٔ سید جز نو...
دوزخی. . .
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:17
ای تو با من آشنا ناجی قلب عاشقم ای تو پیدا شده در لحظه التهاب دل ای تو در سکوت شب بهانه های هق هقم کسی مثل تو،تو هرم نفسم جاری نشد کسی جز تو به سرم دست نوازش نکشید کسی مثل تو منو به ظلمت شب نسپرد کسی قلب منو مثل تو به اتیش نکشید کسی هست منو مثل تو از من نگرفت کسی مثل تو منو اسیر تنهایی نکرد کسی مثل ...
وقت دل کندن. . .
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:17
تکیه بر جنگل پشت سر روبروی دریا هستم آنچنانم که نمی دانم در کجای دنیا هستم حال دریا آرام و آبی است حال جنگل سبزِ سبز است من که رنگم را باران شسته است در چه حالی آیا هستم ..؟ کوچ مرغان را می بینم موج ماهی ها را نیز حیف انسانم و می دانم تا همیشه تنها هستم وقت دل کندن از دیروز است یا که پیوستن بر امروز...
عشق ات. . .
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:17
عشق ات آتش به دل کس نزند تا دل ماست کی به مسجد سِزَد آن شمع ، که در خانه رواست به وفایی که نداری ، قسم ای ماه جبین هر جفایی که کنی ، بر دل ما عین وفاست اگر از ریختن ، خون منات خرسندیست این نه خون است ، بیا دست در او زن ، که حناست سر زلف تو ز چین ، مشکتر آورده به شهر از خُتَن مشک نخواهید ، حریفان ، ک...
شما گناهی ندارین. . .
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:17
تو چشمتون چه قصه هاست نگاهتون چه آشناست اگه بپرسین از دلم میگم گرفتار شماست نگاهتون پیش منه حواستون جای دیگه ست خیالتون اینجا که نیست پیش یه رسوای دیگه ست نفس نفس تو سینه ام عطر نفسهای شماست اگر که قابل بدونین خونۀ دل جای شماست می میرم از حسادت دلی که دلدار شماست کاش میدونستم اون کیه که این روزا یار...
دریا. . .
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:17
باز هم ، آمدی تو بر سر راهم آی عشق ؛ میکنی دوباره گمراهم دردا ؛ من جوانی را به سر کردم تنها ، از دیار خود سفر کردم دیریست قلب من از عاشقی سیر است خسته از صدای زنجیر است دریا اولین عشق مرا بردی دنیا دم به دم مرا تو آزردی دریا سرنوشتم را به یاد آور دنیا سرگذشتم را مکن باور من غریبی قصه پردازم چون غریق...
روزگاری. . .
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:17
روزگاری ساده لوحانه صحرا به صحرا و بهار به بهار دانه دانه بنفشه های وحشی را یک دسته می کردم عشق را چگونه می شود نوشت در گذر این لحظات پرشتاب شبانه که به غفلت آن سوال بی جواب گذشت دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم باقی نمانده است و گر نه چشمانم را می بستم و به آوازی گوش میدادم که در آن دلی می خواند ؛ من تو...